|
بسم الله الرحمن الرحيم وجوب شناخت امام زمان(ع) شناخت امام زمان،اهميت ويژه اي در زندگي و مرگ انسانها دارد.زيرا مرگ هركس،چكيده زندگي است.هركسي آنگونه مي ميرد كه زندگي كرده است.شيعه وسني از رسول خدا (ص)روايت كرده اندكه فرمود: هر كس بميرد و امام زمان و حجت عصر خويش را نشناسد،به مرگ جاهليت مرده است. بنابراين،براساس سخن پيامبر(ص)هر كس امام زمانش را نشناسد،نه تنها مرگش جاهلي است،بلكه زندگي اونيز،زندگي جاهلانه خواهد بود. در بسياري از روايات آمده كه اگر كسي بميرد وامام نداشته باشد يا بميرد و امام زمانش را نشناسد،به مرگ جاهليت مرده است.از اين رو،ما وظيفه داريم در حد توان خويش،در راه معرفت و شناخت پيشوايان دين،گام برداريم.در اين باره به چند روايت مي نگريم: 1- امام صادق(ع)از رسول اكرم(ص)نقل كرده كه آن حضرت فرمود: كسي كه قائم از فرزندان مرا درزمان غيبتش انكار كند،به جاهليت مرده است. 2-حضرت رضا(ع)در جواب نامه ي مامون،پس از شناساندن امامان معصوم و خاندان اهل بيت فرمود:هر كس بميرد و آنها را به اسمشان و اسم پدرانشان نشناسد و ولايت آنها را نپذيرد ،به مرگ جاهليت مرده است. 3-در اهميت شناخت امام زمان ،همين بس كه حضرت صادق(ع)به فضيل بن يسار فرمود:اي فضيل!امام خود را بشناس،زيرا اگر امــام خود را بشـناسي ،جلو يا به عقب افتادن حكومت آنان ،زياني به تو نمي رساندو كسي كه امام خود را بشناسد و پيش از قيام قائم از دنيا برود ،همچون كسي است كه در سپاه آن حضرت بوده ،بلكه مانند كسي است كه در زيرپرچم او (در ميدان جنگ)نشسته است. 4-گاه بعضي از اصحـاب كه فضـيلت درك زمان ظهور قائم (عج)را مي شنيدند،آرزو مي كردند كه زنده بمانندوظهور حضرتش را درك كنند.اما پيشوايان معصوم،آنان را به(( معرفت)) سفارش مي كردند . روزي ابوبصيرخدمت امام صادق(ع)رسيد و عرض كرد:آيا شما چنين مي بينيد كه من زمان حضرت قائم(ع)رادرك مي كنم؟حضرت از او پرسيد:اي ابو بصير!آيا امام زمان خود را مي شناسي؟ابو بصير گفت:آري،سوگند به خدا،شما امام من هستيد و در همان حال،دست مبارك امام را به دست گرفت .امام صادق(ع)به وي فرمود :به خدا سوگند از اين كه شمشير بسته،درخيمه ي حضرت قائم(ع)حاضر نيستي،نبايد نگران باشي. 5- عثمان بن سعيد عمري، دومين نايب خاص حضرت مهدي (ع) گويد: من نزد اما م حسن عسكري (ع) بودم و از آن حضرت در باه ي حديثي كه از پدرانش نقل مي كنند كه: ((زمين تا روز رستاخيز از حجت الهي خالي نمي ماند و هر كه بميرد وامام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلي مرده است))پرسيدند. امام فرمود: اين حق است، چنان كه روز روشن، حق است. پرسيدند: اي زاده پيامبر! حجت و امام پس از شما كست؟ فرمود: پسرم محمد، او امام و حجت از من است. هر كه بميرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلي مرده است. ا اين روايات مي توان فهميد: مهمترين ويژگي كساني كه به مرگ جاهليت مي ميرند، در ارتباط با ولايت و معرفت ائمه طاهرين، بويژه حضرت قائم (ع) است. بايد دانست، مقصود از معرفت امام، معرفت شناسنامه اي نيست،بلكه شناخت مقام ولايت واطاعت از آنان است. بنابر اين اگر كسي امام زمانش را به اسم و رسم بشناسد ، ولي از وي اطاعت نكند و ولايتش را قبول نداشته باشد ، به مرگ جاهليت خواهد مرد. شاهد اين سخن، روايت پيامبر (ص) است كه مي فرمايد: كسي كه بميرد و امامي نداشته باشد ، تا از او بشنود و اطاعت كند به مرگ جاهليت مرده است. بنا براين تنها راه ارتباط با امام زمان(ع)شناخت و پذيرش ولايت آن حضرت و سپس تلاش براي عمل كردن به دستورات او كه همان دستورات شرع است، خواهد بود. ((آيه هاي ظهور- محمد علي كريمي نيا))
اي يوسف گم گشته ي محبوب كجائي؟ اي نور خدائي! اين است گمانم كه تو رنجيده زمايي؟ گفتي كه نيايي هستيم مقر همــه تقصير و خطـــايي كانون عطايي بردار نقــاب و كن صلح و صفــــايي بي چون وچرايي اي مهدي موعود امم! نور هدايت!جانم به فدايت
آثار بحث از مهدويت چه آثار و فوايدي بر بحث از اين زمان مترتب است؟ برخي بر اين گمان اندكه طرح و بررسي موضوع مهدويت در اين زمان امري بي فايده است،زيرا اين موضوع مربوط به آينده ي بشر است و آينده و اتفاقات آن امري است مجمل و مبهم،اما آن چه وظيفه ي ماست اينكه به تكاليف خود در عصر و زمان خود عمل كنيم؛زيرا هر عصر و زماني مقتضيات خود را مي طلبد..... پاسخ:بحث از مهدويت در اين عصر و زمان آثار و فوايدي دارد كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم: 1-آرمان قيام و انقلاب مهدي(ع)يك فلسفه بزرگ اجتماعي،اسلامي است.اين آرمان بزرگ گذشته از اينكه الهام بخش ايده و راه گشاي به سوي آينده است،آينه ي بسيار مناسبي است براي شناخت آرمان اسلامي. 2-نويد به برپايي حكومتي جهاني و اسلامي اركان و عناصر مختلفي دارد كه برخي فلسفي و برخي جهاني است و جزئي از جهان بيني اسلامي است،و برخي فرهنگي و تربيتي است،برخي سياسي است و برخي اقتصادي و برخي اجتماعي است و برخي انساني يا انساني،طبيعي مي باشد. انسان مي تواند با الگو پذيري از برنامه هاي جامع و فراگير حضرت در عصر ظهور به آرمان واقعي نزديك شود. 3-در طول تاريخ و در سطح جهان،انقلاب هاي گوناگوني از قبيل فرهنگي،سياسي،اجتماعي و...صورت گرفته است،ولي اكثر اين انقلابها يا در شروع موفق نبوده و يا اين كه در مواجهه با مشكلات فراوان و مقابله با دشمنان خود نتوانسته است دوام بياورد...و تنها نگاه سبزي كه شيعه به مهدويت دارد مي تواند با ايجاد روحيه اميد در جامعه،مردم را از نااميدي و ياس برهاند.شيعه معتقد به امام زماني زنده و حاضر و ناظر بر اعمال خود است كه او را در مواقع حساس كمك كار خواهد بود. اين اعتقاد از جهت روان شناسي آثار عميقي را در روحيه ي شيعيان خواهد گذاشت. 4-از آن جهت كه وقت تشكيل حكومت امام زمان(ع)مشخص نيست و هر لحظه مي تواند زمان ظهور باشد،لذا وظيفه داريم كه نظري به مباحث مهدويت و ظهور كرده خصوصيات عصر ظهور و وظايف خود در آن عصررا بدانيم. 5-رسيدن به حكومت جهاني توحيدي در عصر ظهور،شرايطي دارد كه برخي از آنها به دست خود بشر حاصل مي گردد،از آن جمله رسيدن بشر به تكامل همه جانبه و رسيدن به مستواي عالي فكري است.لذا بر ماست كه آرمانهاي اصيل اسلامي در عصر ظهور را بدانيم تا بتوانيم هر چه بهتر در نزديك شدن آن سهيم بوده و زمينه ساز ظهور حضرت باشيم. 6- بحث از مهدويت تنها بحث از اموري نيست كه مربوط به آينده ي بشريت باشد بلكه از امامت و مهدويت است،بحث از اين كه در هر زماني بايد امام معصومي موجود باشد،خواه حاضر و مشهور و خواه غايب و پنهان تا حجت ها و بينات خداوند باطل نگردد.و لذا در روايات اسلامي از رسول خدا(ص)مي خوانيم:((من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه))؛((هر كس بميرد و پيشواي زمان خود را نشناسد مرده است از نوع مردن زمان جاهليت.)) بحث از مهدويت ، بحث از غيبت و فلسفه آن و آثار و بركات وجود امام در اين عصر غيبت است. و لذا بحث از مهدويت از وظايف و تكاليف شيعه در عصر غيبت است. (( موعودشناسي و پاسخ به شبهات- علي اصغر رمضاني))
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 14:45  توسط کمساری و ضرابی
|
خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم. و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم. و با اراده خود او را بر نهانىها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.» (بحارالانوار ج 51 ص 66.)
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 13:48  توسط کمساری و ضرابی
|
|
|